سه‌شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

تیوری سن‌های نادان



بعضی‌ها دوست دارند حرف بزنند، این‌که چه می‌گویند مهم نیست. شاید فکر کنند صحبت کردن کمال شان است و از این طریق در جمعی مطرح می‌شوند. راه‌کار نمی‌‌دانند؛ حرف‌های دیگران را که در جلسه گفته اند و یا در تلویزیون و رادیو شنیده اند باز گو می‌کنند و انتظار دارند حرف شان به کرسی نشیند. همه تیوری‌سن شده اند. نظریه پرداز که هنوز توانایی تلفظ واژه‌ها و عبارت‌هارا ندارند چه رسد به جمله‌ها. آداب را هم که مراعات نمی‌کند و از هرطرف دست بلند می‌کنند که حرف دارند وقتی نوبت بدهی می‌گویند: من با حرف‌های جناب فلانی موافق هستم و فقط می‌خواستم بگویم که حضرت فلان دیروز تشناب رفته بود و وضعیت اش در تولیت خوب بود و از چندین باد خطرناک جان سالم بدر برد. این درحالی است که خانم آقای فلانی نیز دیروز به دلیلی سردردی یک گلاس آب مالته نوشید و موتر پسرش هنگامی که وارد حویلی شد روشن بود.
  عزیز من ! ترا به جان مادر و پدرت قسم خسته شده ام از این نظریه‌ و حرف‌های بی مورد ات. ما از ده صحبت می‌کنیم و شما چسپیده اید به جان درخت. تو دیدی که موتر خاموش وارد حویلی شود؟ اصلا ما حرف سیاسی نداریم در این جلسه و شما دارید رهبران تان را به رخ ما می‌کشید. چه بگویم دیگر شما را؟ این‌جا که فیسبوکت نیست که هرچه خواستی بگویی و چند نفر بخاطر رفاقت لایک کند. کمی احتیاط کنید اگر احتیاط نکردید این بار رسما اسامی زیبای شما را  قید قلم خواهم کرد.

یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ولسوالی گیلان غزنی؛ سه رقم حکومت در نیم ساعت راه



پس از حمله گروهی طالبان به شهر غزنی، سفری داشتم در این شهر و ولسوالی جاغوری این ولایت. نزدیک‌های ساعت 7 به شهر غزنی رسیدیم و خواستیم چای صبح را در شهر غزنی نوش جان کرده و پس از آن به سفر مان تا جاغوری ادامه دهیم. در شهر غزنی هیچ هوتل و مسافرخانه‌یی سالم نمانده بود. مردمان در شهر غزنی به پاک کاری مخروبه‌های ساختمان و شیشه‌های شکسته شده در حمله طالبان مصروف بودند.  هوتلی را پیدا کردیم و چای صبح را نوش جان کرده و حرکت کردیم به سوی جاغوری. در مسیر راه تا ولسوالی گیلان این ولایت تن‌ها پاره‌های جاده؛ توجه ام را بخود جلب می‌کرد. پاره‌های که توسط ماین‌گزاری/گذاری‌های مخالفان مسلح دولت به میان آمده است و جاده کماکان تخریب شده است.
    ولسوالی گیلان قصه جالب دارد. راننده از ولسوالی مقربه آن طرف قصه‌هایش را شروع کرد. در این مناطق فلان این کار را کرد و فلان هم این کارها را. در ولسوالی گیلان همین‌که از سرک عمومی جدا شدیم به سوی جاغوری مردمان عجیب وغریب را می‌دیدم، مردمان موتر سایکل سوار، سر و کله پوشانده مسلح که از نزدیک موتر رد می‌شوند بد بد به طرف مسافران می‌بینند.
   بالاتر از جنده در قریۀ رسیدیم به نام "شینکی" در آن جا پوسته امنیتی نیروهای اربکی بود. اربکی‌هاموتر مارا استاد کردند و 50 افغانی از راننده گرفتند. دوباره به راه افتادیم از قریه گذشتیم و تقریبا به دشتی کوتاه رسیدم در گذشته‌ها شنیدم که رسنه جنگ و درگیری شده است و این بار باچشم سر دیدم. در جریان راه صدای شلیک گلوله را می‌شنیدیم،  "سیما" شدیدا ترسیده بود من در راه تن‌ها تلاشم این بود تا اورا آرام کنم. در آخر دشت قریه از دور نمایان شد میان بلندی و پستی‌های جاده افراد مسلح نمایان شدند با لنگی‌ سیاه و سفید، موتر ما در نزدیکی آن‌ها آهسته شد و راننده به آنان سلام کرد آنان بدون تلاشی راه را به روی ما باز کردند. آنان درآن زمان مصروف هماهنگی عملیات بالای اربکی‌ها بود.
عکس از دره انگوری ولسوالی جاغوری ولایت غزنی
 
بالاتر از آن و در نزدیکی دره انگوری از موتر پیاده شدیم و در چشمه آب سرد نوشیدیم و دو باره به راه افتادیم، بالاتر از آن پسته امنیتی دیگر بود که مربوط به "باشی حبیب" است آنان نیز موتر را استاده کردند و از راننده مقدار پولی را گرفتند. پس از آن از راننده پرسیدم این پسته‌ها از رانندگان چقدر پول می‌گیرند؟ او گفت: از هرنفر 10 افغانی، از موترهای باربری 1500 تا 2000 هزار افغانی. تجاران پول آن را از مردم می‌گیرند و جز این هیچ چاره‌یی نداریم باید تاوان این پرداخت‌ها را مردم بپردازنند.

یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

پایگاه ککرک

پایگاه ککرک

"بینی دوستک" نام آشنا برای ککرکیان است. مرکز حکم روایی حزب "حرکت اسلامی" به رهبری شیخ قندهاری در دره ککرک. داکتر شاجهان و قومندان "امین" معروف به "امین گاو" مسئولیت آن را به عهده داشتند. شاخه‌های دیگری در دره "ترگان" و شاکی داشت. مصارف سربازان آن پایگاه‌ها از مردم آن دره‌ها جمع می‌شد. هر روز سه خانه مقدار "یک ونیم سیر" نان پخته مجبور بودند به قرارگاه و پایگاه ببرند. حتا سوخت آن توسط مردم پرداخت می‌شد.
 پایگاه مسئولیت جمع آوری ذکات مردم را نیز داشتند. از هر ده گوسفند یک گوسفند، از هر ده درخت یک درخت و غیره، از کسانی که عروسی می‌کردند یک "پیب روغن" و مقداری آرد می‌گرفتند. باشندگان دره‌ها احتیاط جمع می‌شد تا از پایگاه محافظت کنند، احتیاط جبری بود و هرخانه مجبور بود ولو اگرمردی را به کیرایه گیرد تا نوبت اش را بگذرانند.
تنها راه مواصلاتی میان ککرک و سراب در همین دوره ساخته شد. کوتلی صعب العبور "پیاده راه" با شانه‌های مردمان ککرک و شاکی تبدیل به جاده ای شد که اکنون نیز مشکلات مردم این دو دره را حل می‌کند. بنابرگفته های مردم که در آن سرک کار کرده اند؛ قوماندان "امین" در کمک مردم و تشویق آنان به ساختن این جاده می‌پرداخت. مردمان سراب از "بندآلی" به طرف سر کوتل کار می‌کردند. سخت ترین قسمت آن به گردن مردمان ککرک و شاکی گذاشته شده بود.
در دوره طالبان مکاتب ولسوالی جیغتوی ولایت غزنی همانند دیگر جاها؛ توسط کمیته سویدن حمایت می‌شد. ککرک، ترگان، سرآب و دیگر جاهای ولسوالی جیغتوی ولایت غزنی هیچ تحصیل کرده در این مدت نداشتند. ملاها به عنوان معلمان در مکتب‌ها تدریس می‌کردند. من و هم قطارانم(هم دوره‌هایم) از اولین تحصیل کرده‌های این ولسوالی پس از سقوط طالبان هستیم.
پایگاه ککرک در سال 1384 توسط نیروهای ایتلاف انفجار داده شد. به گفته مردمان محل  پول ده هزاری آسمان ککرک را گرفته بود و سنگ‌های عظیمی ناشی از انفجار اسلحه و مهمات این پایگاه زمین های زراعتی مردم را ویران کرد. با آن پول می‌شد ده‌ها نفر در کشورهای دیگر تحصیل کنند. اکنون نیز این مناطق افراد تحصیل کرده به سویه دکترا ندارد.

شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

جنگ روانی و انتخابات



انتخابات

  در افغانستان همه فاشيست اند، آنانِ كه داد از همه پذيري مي زنند بيشتر از ديگران فاشيست اند. دراين كشور همه بلد اند اتهام ببندد، از حقيقت‌ها و واقعيت‌ها چشم پوشي می‌کنند. طرف داران تيم‌هاي انتخاباتي همانند دهه شصت خودرا به جهالت زدند و بدون درك واقعيت‌ها گونه طرف مقابل را هدف قرار دادند و حتا نديدند كي را هدف گرفته اند. جنگ رواني به راه انداخته شد و حتا به حريم خصوصی افراد دست اندازي كردند. هزاره‌ها شتاب زده به دنبال تيم‌ها رفتند، شماري كه خود را رهرو "عبدالعلي مزاري" قلم داد مي‌كردند باخون اش معامله كرده و مردم را به تكه ناني فروختند. 

فاشيستان هزاره تا شب برگزاري انتخابات برعليه اين پروسه وشفافيت آن مي‌نويشتند كه راي سفيد خواهند ريخت، اما در روز راي دهي بااشتراك در پروسه؛ راي دادند و در صفحات فيسبوك شان نويشتند "اشك شوق ريختم، چون از حق قانوني ام استفاده كردم؛ اين(انتخابات) همان چيزي بود كه عبدالعلي مزاري رهبر فقيد حزب وحدت مي خواست" پس از وقت قانوني راي دهي صفحات فيسبوك جنگ رواني را بخود گرفت، شماري با دهل به جاده ريختند و شماري در رسانه‌های تصویری تیم اش را بی نظیر قلم داد کردند و اظهار داشتند که رقیب در این دوره نداشتند و در صفحات شبكه‌هاي اجتماعي به اتهام بستن و دشنام دادن و تحقيركردن پرداختند.
اکثری کاربران شبکه‌های به گزارشگران تبدیل شدند، و از هرجای به نشر شمارش آرا پرداختند، شاید هم کسانی‌که درخانه نشته بودند و با انترنت خانه اش به گزارش دهی غیر واقعی وحقیقی پرداختند و تنها دفاع شان این بود؛ که گزارشها توسط مبایل جمع آوری شده ودقت تمام دارد. فردی‌که در غرب کابل زندگی می‌کند از ولسوالی‌های جاغوری ومالستان غزنی شروع تا "ورس" بامیان همه را در یک پست بعد از دوساعت می‌گذارد.